سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

138

زبور آل داود ( فارسى )

ايشان همراهى ننموده به افساد مفسدين از برادر مفارقت نموده در عتبات عاليات نزد حسين ميرزا - كه ادعاى پسرى شاه طهماسب را مىكرد و ارادهء سمت ايران و تسخير ملك موروث داشت - رفته به اتفاق ، رو به سمت ايران نهادند و در محاربه با افواج ايرانى زخم شمشيرى بر سر ايشان خورده بود . خود را به عتبات عاليات رسانيده از آنجا به بصره آمده روانهء ملك بنگاله شدند . نواب سراج الدوله كه والى آن صوبه بود ، مقدم ايشان را به اعزاز و احترام تلاقى نموده بعد از نوازشات بلانهايات در ماهى پانصد روپيه به غير از اخراجات ضروريه به جهت سركار ايشان مقرر نمود و بعد از مرحوم سراج الدوله نيز همان در ماهى برقرار بوده و مىرسيده و در كمال عزت و دولت گذران مىشده . و چون هميشه ارادهء معاودت به ايران داشتند و اين مطلب دائم در نظر ايشان بود از اهل آن سرزمين متأهل نشدند و ايشان را علاقه نبود تا در روز چهارشنبه بيست و پنجم سنهء 1187 به رحمت ايزدى در بندر چچره « 1 » به مرض ضيق النفس و خفقان پيوست و از ايشان عقبى و اولادى نماند . كيفيت احوال سلطان حسين ميرزا خلف ثالث خلد مكان شاه سليمان ثانى طيب اللّه ثراه ولادت ايشان روز پنج‌شنبه دويم شهر جمادى الأول سنهء 1150 ( يكهزار و يكصد و پنجاه ) هجرى در دار السلطنهء اصفهان ، از صبيهء شاه مالك رقاب اتفاق افتاد . تخمينا در سن هفت سالگى در خدمت والد و والده از اصفهان روانهء مشهد مقدس و مشغول درس و مشق بودند و بعد از سلطنت والد ماجد ، با ساير اخوان ، در ارگ مشهد مقدس محبوس و مدتى از بيم اعدا چشمهاى ايشان بسته و همگى را اشتهار به كورى داده بودند . بعد از استخلاص و روانه نمودن اخوان به هندوستان ، باز ايشان مدّتى در بلدهء مشهد مختفى و در كمال تشويش خاطر مىگذرانيدند تا بعد از قلع و قمع اعدا و عدم تسلط ايشان ، ايمنى حاصل شده در ارض اقدس به عزت گذران مىشد تا در سنهء 1172 ( يكهزار و يكصد

--> ( 1 ) . چنين بندرى در بنگاله نيافتم . چه بسا كه نام آن عوض باشد